امروز جمعه 15 آذر 1398
sameyh.cloob24.com
    0
    ویژگی های آموزش نظام آموزش جهانی به عنوان وسیله یی برای ارائه دیدگاه گسترده آموزش پایه است. این ویژگی ها عبارتند از؛
    1- آموزش جهانی، راهکارهای آزمایش شده یی را برای بهبود محیط یادگیری و غنی سازی یادگیری مطرح می کند. از این رو از ابزارهای یادگیری استفاده بهینه می شود و اهداف علمی، مهارتی، رفتاری و ارزشی به طور موثرتری شناخته می شود. تاکید بر تشکیل گروه های کاری، یادگیری مشارکتی، تقویت و اتکا به نفس، تنوع یادگیری و ایجاد یک محیط توام با بازی و سرگرمی در کلاس باعث تشویق دانش آموز، تقویت انگیزه آنان و در نهایت حصول نتایج بهینه در یادگیری های شناختی و تاثیرگذار به لحاظ اجتماعی خواهد شد. آموزش جهانی بر استدلال تنش میان دو مقوله امنیت (آسایش) و مبارزه (چالش) استوار است. نظام آموزش جهانی ابزار مناسبی برای پرورش شخصیت، نبوغ و توانایی های ذهنی و جسمانی کودکان و رعایت حق کودک در مشارکت فعالانه در بازی و فعالیت های تفریحی است.
    2- نظام جهانی ارائه کننده الگوها، چارچوب ها، دستورها و راهکارهای لازم برای تجدید نظر و اصلاح برنامه تحصیلی در سطوح و دوره های مختلف است. یکی از شیوه های موفق این برنامه تلفیق آن برنامه درس محور مرسوم با موضوعات نظام جهانی (از قبیل محیط زیست، برابری، بهداشت، صلح و حقوق بشر) است.
    3- سوم آنکه، گوناگونی تدریس و یادگیری در شیوه آموزش جهانی وسیله مهمی برای پیشبرد اصل برابری فرصت های یادگیری است. طبق نظریه شیوه یادگیری، همه دانش آموزان روش های یادگیری خاصی را ترجیح می دهند. به عبارت دیگر هر شیوه یادگیری برای بعضی آسان و مطلوب، برای بسیاری به نسبت رضایتبخش و برای بقیه نامطلوب است. مشکل اساسی روش تدریس سنتی آن است که برای عده یی مثمر ثمر و برای عده یی مخرب است.
    در صورت کاربرد مستمر، بی حساب و یکنواخت روش های سنتی انتقالی عده بسیاری فرصت پیشرفت در یادگیری را نخواهند یافت.
    حال چنانچه روش های تدریس و یادگیری فاقد تنوع کافی باشد، هرگز فرصت تحقق آرمان آموزش برای همه میسر نخواهد شد. در یک شیوه تک روشی که ویژگی ها، علایق، قابلیت ها و نیازهای منحصر به فرد افراد را در نظر نگیرد، تحقق اصل بهره مندی هر کودک از تعلیم و تربیت مخدوش خواهد شد. این مهم ترین علت کاربرد روش های یادگیری گوناگون و متنوع از سوی مجریان و مربیان آموزش جهانی به شمار می رود.
    4- نظام آموزش جهانی به طور مستقیم و غیرمستقیم موضوع پایین بودن کیفیت تدریس را که با دست کم گرفتن استعداد دانش آموز و راندمان وی همراه است، مطرح می کند. آموزش جهانی از طریق ارائه برنامه های توسعه حرفه یی، امکان آشنایی معلمان با شیوه های یادگیری تعاملی و تجربی را فراهم می سازد (نخست معلمان در مقام شرکت کننده در دوره های آموزشی و بعد در مقام مجری و اشاعه دهنده). معلمان شرکت کننده در این طرح به کسب آگاهی در زمینه های ذیل دست می یابند؛
    - استنباط تازه یی از نقش خویش
    - شناخت استعدادهای بالقوه دانش آموزان و ارزیابی دقیق آمادگی آنان برای یادگیری و مسوولیت پذیری
    - «یادگیری»، فرآیندی انگیزشی و لذتبخش است.
    - ایمان راسخ به اهمیت حرفه خویش
    5- شیوه های یادگیری مورد نظر نظام آموزش جهانی گسترده و هدف آن اشاعه یادگیری مستمر مادام العمر است. دانش آموز باید چگونه یادگرفتن را بیاموزد. آموزش جهانی با تاکید بر یادگیری به عنوان یک جریان خود هدایتی و نیز احترام به تجربیات و دیدگاه های شخصی دانش آموزان در کلاس اساس یادگیری مادام العمر را پایه ریزی می کند.
    6- آموزش جهانی با ترویج دگرگونی، آموزشی، فراتر از مرز کلاس و چارچوب برنامه تحصیلی ارائه می دهد. اصلاح و غنی سازی نظام آموزش پایه صرفاً در کلاس تحقق نمی یابد بلکه در کل مدرسه و جامعه نیز دیده می شود. علت این امر که والدین اغلب ارزش آموزش کودکان خود را درک نمی کنند شاید بدین جهت باشد که تجربه های دوران تحصیل خودشان چندان رضایتبخش نبوده است. آموزش جهانی در ارتباط با فرآیندهای دگرگونی کامل مدارس و تقویت مشارکت های همه جانبه در نظام آموزشی و مشارکت میان جامعه و مدرسه تجربیات و تخصص های قابل ملاحظه یی اندوخته است.
    7- ارزیابی فرآیندهای تغییر در قالب نظام آموزش جهانی تدوین شده است. این موضوع با توجه به تاکید بر لزوم ارزیابی عملکرد هر یک از دانش آموزان، اثربخشی ارائه آموزش پایه و برآوردن نیازهای پایه دارای اهمیت است.
    ابزارهای کاربردی مربیان آموزش جهانی برای ارزیابی ماهیت کیفی دارد، ولی از شیوه های کمی نیز استفاده می شود. در طول اجرای پروژه آموزش جهانی دامنه متنوعی از ابزارهای بازخورد و ارزیابی به کار گرفته شده است.
    0
    تحقیقات نشان داده است بیشتر کسانی که به کتاب و کتابخوانی علاقه دارند والدینی داشته‌اند که در دوران کودکی لحظات شیرین و گرمی را در هنگام خواندن داستان‌ها برای آنها ساخته و پرداخته‌اند.
    توصیه‌های زیر را به کار گیرید تا کودکان خود را جذب مطالعه کنید، به طوری که کتاب را بهترین دوست خود بدانند و از آن جدا نشوند.

    1 - زمان خاصی را به عنوان زمان خواندن داستان در نظر بگیرید: این مورد به خصوص برای کودکان نوپا بسیار مهم است. زمان قصه‌سرایی نبایدطولانی باشد، در اینجا کیفیت از همه چیز مهمتر است، اما سعی کنید آن را به صورت برنامه‌ای منظم در هر روز دنبال کنید.

    2 - کتاب‌هایی را انتخاب کنید که خودتان از خواندن آنها لذت می‌برید، زیرا عدم علاقه شما، به خوبی در آهنگ کلام شما منعکس می‌شود.

    3 - به خاطر داشته باشید که اغلب سطح شنیداری کودکان بالاتر از سطح خواندن آنهاست: پس فکر نکنید ممکن است کودک شما که در گروه سنی الف قرار دارد از شنیدن کتاب‌های گروه سنی ب، ج یا بالاتر لذت نبرد.

    4 - همیشه قبل از خواندن، عنوان کتاب و نام نویسنده آن را اعلام کنید.

    5 - داستانی را که می‌خوانید در ذهن خود تجسم کنید: مناظر را در ذهن خود ببینید، حتی زمانی که کتاب هیچ گونه تصویری ندارد. این کار باعث می‌شود که داستان را به زیبایی و واضح تعریف کنید.

    6 - در حین خواندن از تنوع استفاده کنید: متناسب با داستان، تن صدای خود را بالا و پایین ببرید، با دستان و اعضای صورت خود اشارات گوناگونی پدید آورید. همه اینها در جذاب‌تر کردن داستان برای شما و فرزندتان کمک می‌کند.

    7 -بسیاری از کودکان از«خواندن مکرر» یک داستان لذت می‌برند.

    8 -کودکتان را تشویق کنید که صفحات را ورق بزند، یا حتی عباراتی که بلد است را بخواند: هر دوی شما می‌توانید با افزودن دیالوگ‌های جدید، صداهای متفاوت و اشارات مختلف به آن شاخ و برگ دهید.

    9 - به آرامی بخوانید: در حین خواندن، سؤالاتی بپرسید و به پرسش‌های کودکتان پاسخ دهید. به عکس‌ها اشاره کنید و در مورد تصاویر کتاب بحث کنید. از کودکتان بپرسید: «فکر می‌کنی بعد از این چه اتفاقی خواهد افتاد؟»

    10 - فعالیت‌های اضافه و متناسبی با فضای داستان، ارائه کنید: کارهایی مثل آشپزی یا درست کردن کاردستی که با داستان شما متناسب و هماهنگ باشند یا فعالیت‌هایی که خواندن را به عنوان بخشی از علوم و فنون غنی ادبیات شکوفا سازند و به پیشرفت در یادگیری مهارت‌های ادبی منجر شود.

    11 - در زمان داستان با کودک خود مدارا کنید، اما در عین حال جدی و محکم باشید: چنانکه کودک شما نسبت به خواندن کتاب‌ بی‌میل است اجازه دهید در این حین نقاشی بکشد. شاید حتی بتواند یک نقاشی از فضای داستان بکشد!

    12 - با آموزگار کودکان صحبت کنید یا به کتابخانه منطقه‌تان بروید تا از پیشنهادها و تجربیات آنها در این رابطه بهره‌مند شوید: به این وسیله فهرست‌های گوناگونی از کتاب‌های مختلف خواهید یافت و شاید حتی آنها بتوانند کتاب‌هایی که خواندن بلند آنها برای کودکان اثربخش بوده است را به شما معرفی کنند.

    خواندن، یک فعالیت تفریحی است شما فقط روزانه 15 دقیقه برای آن وقت صرف‌کنید و از نتیجه سود بخش آن برای خود و فرزندانتان تا آخر عمر بهره بگیرید.

    0
    نگرش مثبت نسبت به توانایی‌های خود و حس مفید و با ارزش بودن در کلاس درس و در میان همکلاسی‌ها نیاز درونی کلیه دانش‌آموزان در تمام مقاطع تحصیلی است و این احساس می‌تواند یکی از عوامل مهم در موفقیت تحصیلی باشد.

    این نیاز همان عزت‌نفس است که ارضاء آن منجر به افزایش انگیزه تحصیلی و سلامت روان می‌گردد. عزت‌نفس با رشد شخصیت دانش‌آموز مرتبط است و در شکل‌گیری شخصیت بزرگسالی او تاثیر بسزایی دارد، زیرا عزت‌نفس بالا در بزرگسالی در دوران کودکی و نوجوانی شکل می‌گیرد و ریشه عزت نفس پایین افراد را می‌توان در دوران کودکی آن‌ها جستجو کرد.

    خانواد، محیط آموزشی، گروه همسالان و... نقش بسیار مهمی در این امر ایفا می‌کنند.
    شایان ذکر است که نباید از تفاوت‌های فردی غافل شد و توقع داشت همه افراد از عزت‌نفس یکسانی برخوردار باشند.

    ویژگی‌های دانش‌آموزانی که در دوران تحصیل خود از عزت‌نفس بالایی برخوردارند:

    1- اهداف واقع‌بینانه‌ای دردوران تحصیل برای خود در نظر می‌گیرند و در جهت رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنند.

    2- در انجام تکالیف و فعالیت‌های مدرسه به دیگران متکی نیستند و سعی بر مستقل عمل کردن دارند.

    3- در برابر انجام فعالیت‌های محول شده در کلاس درس، بسیار مسئولیت‌پذیر هستند.

    4- از دیگران در انجام کارهای خود راهنمایی می‌خواهند ولی در آخر تصمیم نهایی را خود می‌گیرند.

    5- ناکامی‌ها و شکست‌های خود را می‌پذیرند و آن‌ها را پلی در جهت رسیدن به موفقیت‌های بعدی خود می‌دانند.

    6- به موفقیت‌هایشان حتی کوچک افتخار می‌کنند.

    7- از موفقیت‌ها و شکست‌های خود سخن می‌گویند و آن‌ها را در اختیار دیگران می‌گذارند.

    8- با همکلاسی‌های خود ارتباط خوبی برقرار می‌کنند و در هنگام درگیری با آن‌ها درصدد حل مشکل بر می‌آیند و با یکدیگر صحبت کرده و هیچ درگیری را بدون حل باقی نمی‌گذارند.

    9- احساس‌ها و عواطف خود را به راحتی بیان می‌کنند.

    10- در انجام فعالیت‌های کلاسی خود داوطلب هستند.

    11- تمایل به انجام تمرین‌ها و فعالیت‌های چالش‌انگیز دارند.

    12- در برخورد با مشکلات احساس ناتوانی و ناامیدی نمی‌کنند.

    13- به ‌راحتی مسائل و مشکلات خود را مطرح کرده و به‌دنبال راه‌حل هستند.

    14- سر کلاس درس سئوالات خود را بدون هیچ‌گونه ترس و خجالتی می‌پرسند.

    15- دید مثبتی نسبت به زندگی خود دارند و افکار منفی را از ذهن خود دور می‌کنند.

    توجه به این موارد و تقویت آن‌ها در دانش‌آموزان در رشد عزت‌نفس و شخصیت مثبت و سلامت روان دانش‌آموزان تاثیر بسزایی خواهد داشت و بدیهی است که این امر جزء در سایه توجه و نظارت والدین و مراکز آموزشی بالخصوص معلمین امکان‌پذیر نخواهد بود و آن‌ها هستند که با فراهم آوردن شرایط مناسب و تربیت صحیح دانش‌آموزانی با عزت‌نفس بالا تحویل جامعه خواهند داد.

    موارد زیر در این امر به والدین و مربیان آموزشی توصیه می‌شود:

    1- دانش‌آموز را تشویق به برقراری ارتباط با همکلاسی‌های خود کنید و شرایط مناسب برای این ارتباط را فراهم نمایید.

    2- در حد توانایی‌ها به او مسئولیت دهد.

    3- در تصمیم‌گیری‌ها از او نظر بخواهید.

    4- در مورد مسائل مختلف به بحث و گفتگو بپردازید و نظر او را جویا شوید.

    5- او را تشویق به بیان احساس‌ها و عواطفش نمایید.

    6- در محبت به او افراط نکنید.

    7- همواره به او ابراز علاقه نمایید.

    8- از وابستگی او به خود بپرهیزید و به‌جای وابستگی از دور بر کارهایش نظارت داشته باشید.

    9- در جمع او را مسخره نکنید و نقاط ضعف او را بیان نکنید.

    10- در برابر کارهایی که برایش انجام می‌دهید، منت نگذارید.

    11- جملاتی مثل (تو نمی‌توانی، تو نمی‌فهمی، تو کودنی،...) را به کار نبرید.

    12- او را با القاب مناسب صدا بزنید.

    13- در برابر ناکامی‌ها و شکست‌ها او را به صبر دعوت نمایید و به او بفهمانید که برای هر در بسته‌ای یک کلیدی وجود دارد و هیچگاه هیچ دری بسته نمی‌ماند. بنابراین هیچ مشکلی بدون حل باقی نخواهد ماند.

    14- روحیه دینی و ایمان مذهبی او را تقویت کنید و به اعتقاداتش احترام بگذارید.

    15- زمانی که از انجام کاری مطمئن است او را تشویق کرده و حمایت کنید و به انتخاب‌هایش احترام بگذارید.

    16- هیچ‌گاه نظرات خود را تحمل نکنید.

    17- در کلاس درس بخواهید فعال و داوطلب باشد و ابراز عقیده نماید. در هنگام ابراز عقیده او را به سکوت وادار نکنید. این امر باعث می‌شود هیچ‌گاه در کلاس داوطلب نباشد.

    18- به انتخاب دوستانش احترام بگذارید و در صورت تشخیص انتخاب نادرست غیر مستقیم او را راهنمایی نمایید.

    19- موفقیت‌های او را هر چند کوچک جشن بگیرید.

    20- در نمایشگاه‌ها و مراکز عمومی با هم شرکت کنید.

    عزت نفس دانش‌آموز در روابط خانوادگی و حل مشکلات، تعامل اجتماعی، کنار آمدن با مشکلات بسیار موثر است و عکس‌العمل دیگران نسبت به او مقایسه خود با دیگران را در این امر نمی‌توان نادیده گرفت.

    خانوادها و مربیانی که به دانش‌آموز اهمیت می‌دهند و موفقیت‌های او را مد نظر دارند و رفتار صحیح را تقویت و پاداش می‌دهند و به امر مسئولیت‌دهی به فرزند خود توجه دارند، عاملینی موفق در امر رشد عزت نفس دانش آموز خود هستند.

    0
    آموزش و پرورش با قرار گرفتن در عرصه تحولات پرشتاب جهان امروز، دستخوش تغییرات وسیعی شده است. لازمه ماندگاری در این عصر توجه به کیفیت نظام آموزشی است.
    نظامی که در مسیر سفری به مقصد رشد، بالندگی، ارتقاء دانش و مهارت علمی سرمایه‌های این مرز و بوم قرار گرفته است و هرچه در این سفر به جلو می‌رود، تصمیم‌گیریها سریع‌تر، تعداد دانش‌آموزان زیادتر و دگرگونی‌ها در یافته‌های علمی و نیاز‌های علمی فراوان‌تر می‌شود.

    ما با انفجار دانش رو به رو هستیم و باید همسفران خود را نو‌آور، خلاق و دارای استقلال فکری بار آوریم و آنها را در محیطی قرار دهیم که آنها را خلاق بار آورد‌. این سرمایه‌ها هستند که منجر به ‌نوآوری، رشد و توسعه جامعه خواهند شد. بدین‌منظور پنجره دانش را باید باز کرد و به تربیت نسلی خلاق پرداخت.

    خلاقیت عبارت است از به کار‌گیری توانایی‌های ذهنی به منظور دستیابی به یک اندیشه‌ نو و تفکر جدید در هر زمینه‌ای، که این امر خود پایه و اساس رسیدن به نوآوری در آن زمینه می‌باشد.

    همه افراد تمایل دارند نسبت به محیط زندگی خود شناخت داشته باشند تا بر اساس آن برای زندگی خود تصمیمی گرفته و تلاش نمایند. این خواسته منجر به ایجاد حس کنجکاوی و بوجود آمدن افرادی جستجوگر نسبت به پیرامون خود می‌شود که این امر در برگیرنده همان نیاز به خلاقیت و خلاق بودن در برخورد با موقعیت‌های زندگی است.

    آموزش و پرورش نقش مهمی در فراهم آوردن زمینه برای رشد خلاقیت دارد که در این خصوص می‌تواند با فراهم کردن موقعیت مناسب و آموزش درست استعدادها و توانایی‌های افراد را شکوفا سازد.

    تربیت دانش‌آموز خلاق تنها به این منظور نیست که فقط بتواند یک اثر هنری خلق یا دست به اختراع جدیدی بزند، بلکه علاوه بر آن در برخورد با مسائل و مشکلات در زندگی شخصی و اجتماعی خود خلاقانه برخورد نماید.

    آنها باید بیاموزند در برخورد با مسائل مختلف تنها یک راه حل وجود ندارد و بتوانند در مواجهه با تنگناها یا در تصمیم‌گیریها خود راه حلها و موقعیت‌های گوناگون را بررسی و بهترین آن را به کار ببرند، تا در کلیه مراحل زندگی اعم از زندگی تحصیلی، شغلی، ازدواج، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی رفتار خلاقانه داشته و تبدیل به یک شهروند حرفه‌ای شوند.

    تمام دانش‌آموزان می‌توانند خلاق باشند، کسی که از نظر هوشی در سطح بالایی قرار دارد ملاکی برای خلاق بودن او نیست. باید شرایط مناسب فراهم باشد تا خلاقیت افراد بروز کند. در بروز خلاقیت علاوه بر عوامل فردی، عوامل اجتماعی و محیطی نقش بسزایی دارند.

    خلاقیت زمانی به وجود می‌آید که دانش‌آموز با یک موقعیت مبهم روبرو شود و با توجه به تجربیات قبلی، پشتکار فراوان و پیگیری‌های مداوم به اقدام به حل آن مسئله کند. در اینجا دانش آموز بدون نظارت کامل باید به خلق ایده‌های جدید و ارائه راه حل‌های مختلف بپردازند.

    از عواملی که در رشد خلاقیت بسیار تاثیر گذار هستند می‌توان عوامل زیر را نام برد که همه آنها در این امر در تعامل با یکدیگر می‌باشند و تاثیر ‌پذیر هستند:

    نظام آموزشی:
    باید فضای کافی برای ظهور خلاقیت را در سیاست‌گزاری‌های آموزشی فراهم و آن را جزء محور فعالیت‌های آموزشی نهادینه کند.

    برنامه‌ریزان:
    هدف‌های آموزشی را درجهت رشد خلاقیت دانش آموزان و متناسب با فلسفه اجتماعی و تربیتی حاکم بر جامعه تدوین کنند.

    محتوای آموزشی:
    نباید آموزش‌ها تنها جنبه تجویزی و تحمیلی داشته باشند. توجه بیش از اندازه محتوای آموزشی ما به حفظیات مانع از بروز خلاقیت می‌شود. برنامه‌ریزان درسی در تدوین محتوای دروس در جهت رشد این زمینه توجه کافی داشته باشند.

    مدارس:
    با فراهم آوردن امکانات لازم جهت ارائه آموزش‌های مباحث درسی در خارج از محیط کلاس درس و در محیط واقعی و استفاده از معلمان خلاق و پذیرفتن ایده‌های نو آنان و تشویق دانش‌‌آموز خلاق و رشد آنها زمینه‌ساز این امر خواهند بود.

    معلمان:
    شخصیت معلم و روش تدریس او تاثیر بسزای در ایجاد این امر دارد. شاید بتوان گفت یک معلم خلاق روش تدریس خود را به گونه‌ای انتخاب می‌کند که منجر به رشد خلاقیت دانش آموزان شود. چنین معلمی کلاسی پویا دارد و متناسب با هر مبحثی روش خاص بر می‌گزیند و آموزش خود را با طرح سوالاتی که بحث برانگیز هستند و منجر به تفکر در دانش‌آموز می‌شود، آغاز می‌کند و به جای اینکه شرایط را برای انتقال اطلاعت فراهم کند آنان را در موقعیتی قرار می‌دهد تا خود به جستجوی اطلاعا‌ت بپردازند.

    همچنین ایده‌ها و نظرات دانش آموزان را پذیرا می‌باشد و برای هر فکری ارزش قائل است و از ایده‌های دانش آموزان در هر مسئله‌ای استقبال می‌کند و آنها را تشویق می‌نماید. فراهم آوردن شرایطی که دانش آموزان به فعالیت‌های گروهی ترغیب شوند، به تبادل افکار و نظریات خود بدون هیچگونه ترسی بپردازند، از عوامل مهم می‌باشند. می‌بایست دانش‌آموزان را به ارزشیابی در خصوص مطالب و مسائلی که می‌شنوند و می‌خوانند تشویق کرد و ساعت‌هایی را به بحث‌های آزاد و گروهی اختصاص داد.

    والدین:
    والدین نقش بسزای در این امر دارند. خصوصا قبل از شروع آموزش رسمی. والدینی که کودکان خود را به مطالعه کردن تشویق کردن و آنها را عادت می‌دهند و با فراهم آوردن شرایط مناسب، سهیم کردن آنها در ارائه راه حل‌ها و نظرخواهی و پذیرفتن ایده‌های نو، در رشد خلاقیت فرزندان خود تاثیر بسزایی دارند.

    با فرارسیدن فصل تابستان می‌توان زمینه را برای این امر فراهم کرد. این امر می‌تواند توسط دست‌اندر‌ کاران آموزشی با برگزاری کارگاه‌های آموزشی، و ارائه برنامه‌های متناسب جهت بروز خلاقیت صورت پذیرد. کلاسهای هنری، هنرهای تجسمی، حجم‌سازی، مقاله ‌نویسی، داستان نویسی و... آموزش‌هایی هستند که منجر به بروز خلاقیت می‌شوند. البته می‌توان برنامه‌های دیگری جهت خلاقت در مهارت‌های زندگی و شیوه برخورد با موقعیت‌های مختلف تدارک نمود.

    در آموزش مهارت‌های زندگی مهمترین امر، آموزش حل مسئله و داشتن تفکر خلاق به دانش آموزان است که اجرا این امور خود مستلزم همکاری و همکفری متخصصان در این زمینه می‌باشد.
    0
    مقدمه:

    از آن‌جا که پیشرفت روز افزون صنعت و تکنولوژی در جهان پهناور، رو به افزایش است نیاز و ضرورت و جایگاه ریاضیات ابتدایی بیشتر احساس می‌گردد. آموزش ابتدایی، در شکل‌گیری مفاهیم ریاضی نقشی اساسی دارد. کودکان لازم‌التعلیم با ورود به دوره ابتدایی با مفاهیم ریاضی آشنا می‌گردند. حال چگونه باید این مفاهیم در اذهان کودکان نهادینه شود. به شرایط موقعیت‌ یاددهی، یادگیری بستگی دارد. کودکان در محیط کلاس می‌آموزند آنچه را در اختیار دارند. معلمان و دست‌اندرکاران نظام آموزشی باید مفاهیم ریاضی را ملکه ذهن کودکان سازند.

    برنامه‌ریزی، تغییر کتب ریاضی، تغییر روش‌ها و متد تدریس از مهم‌ترین ارکان تدریس و نهادینه ساختن، مفاهیم ریاضی در دوره ابتدایی هستند که در این مقاله به آن‌ها می‌پردازیم.

    اهداف آموزش ریاضی در دوره ابتدایی

    1- ایجاد توانایی برای انجام محاسبات عددی در زندگی روزمره

    2- پرورش نظم فکری و درست اندیشیدن از طریق آموزش بکار بردن صحیح دانسته‌ها برای به دست آوردن نتیجه‌ها

    3- ایجاد توانایی در انجام دادن محاسبات ذهنی و حدس و تخمین زدن کمیت‌ها در حدود نیازهای زندگی روزمره

    4- آموزش ریاضیات مورد نیاز در رابطه با سایر دروس دوره ابتدایی

    5- ایجاد توانایی در برآورد راه حل مسائل و حدس جواب آن‌ها

    6- ایجاد توانایی درک محتوای ریاضی مسائل به قالب ریاضی در آوردن و حل آن‌ها

    نقش آموزش ابتدایی در شکل‌گیری مفاهیم ریاضی

    مفهوم آموزش ابتدایی

    اولین دوره آموزش و تربیت برای هر انسانی به طور رسمی، آموزش ابتدایی است. بعد از آموزش‌هایی که فرد در محیط خانواده فرا می‌گیرد، آموزش‌های رسمی به عنوان آموزش دوره‌ عمومی شروع می‌شود. کودکان از سن 5 سالگی وارد عرصه تعلیم و تربیت رسمی می‌شوند و پس از طی 6 سال آموزش و تربیت به دوره بعدی یعنی راهنمایی تحصیلی وارد می‌شوند. کودکان لازم التعلیم هر کشور با کشور دیگری در ورود به مدارس ابتدایی تفاوت دارند. کشورهایی که فقر فرهنگی دارند، معمولاً بسیاری از کودکان لازم التعلیم آن‌ها از تحصیل و آموزش محروم می‌شوند. دوره‌ ابتدایی با توجه به حرکت جدیدی که در زمینه توسعه برنامه علوم ریاضی در قرن اخیر ایجاد شده است به آموزش ابتدایی اهمیت زیادی قائل شده‌اند. قدرت یادگیری دانش‌آموزان دوره ابتدایی بیش از میزانی است، که در برنامه‌های درسی استاندارد مدارس منظور شده است.

    آموزش‌های دروس مختلف، در دوره ابتدایی کودکان را با جهان و پدیده‌های آن آشنا می‌سازند. آموزش ریاضی در دوره ابتدایی یکی از این دروس است. آموزش سنتی ریاضی ابتدایی جواب گوی نیازهای دانش‌آموزان امروز نخواهد بود. تغییر و دگرگونی در برنامه‌های دوره ابتدایی و کتب ریاضی و همچنین تغییر اساسی روش‌های تدریس در دوره‌ ابتدایی نقش به سزایی در آموزش و فراگیری مفاهیم ریاضی دارد.

    هر چند برنامه‌ها و کتب درسی ریاضی در ابتدایی تغییر یافت ولی نتایج آموزش‌ها چندان مطلوب نشد. در طرح کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری ایران شیوه آموزش ریاضی به دو روش فعال و غیرفعال تدوین شده است که صفت فعال متوجه تلاش یاد گیرنده در یادگیری است.

    نظر دانشمندان درباره آموزش ابتدایی (مبانی نظری)

    1- پیاژه شناخت شناس معروف سوئیسی، تئوری خاصی از فرآیند دانستن آدمی به دست داده است که با تئوری‌های دیگر گذشته در تعلیم و تربیت به صورت ریشه‌‌ای مغایرت دارد. به نظر پیاژه‌ ما هرگز نمی‌توانیم واقعیت را آن‌طور که هست در ذهن خود تصویر کنیم یا واقعیت‌های خارج از عالم ذهن را به همان ترتیب که هست وارد ذهن کنیم بلکه واقعیت نوعی بازسازی شده از محیط هر شخص است و هرگز واقعیت‌های یاد گرفته شده عیناً نسخه برگردان آن‌ها در خارج از ذهن نیست.

    به نظر این دانشمند هر کودک در جریان رشد خود، واقعیت‌ها را برای خود، بازسازی می‌کند.

    و به تدریج نتیجه این بازسازی‌ها به واقعیت‌هایی که در ذهن بزرگسالان است نزدیک می‌شود. می‌توان گفت هر معلم باید محتوای مطالب آموزشی را با فعالیت‌های ذهنی کودک منطبق سازد و کودک در امر یادگیری به ویژه ریاضیات ابتدایی باید مستقیماً با موضوع یادگیری درگیر باشد.

    یعنی خود فعالیت‌ داشته باشد به عبارت دیگر هرچه کودک در یادگیری مفاهیم ریاضی بتواند مشاهده و تجربه کند، مفاهیم ریاضی در ذهن او روشن‌تر و صریح‌تر بازسازی خواهد شد. از طرفی هر دانش‌آموز ضمن فعالیت‌های خود با سایر همکلاسی‌هایش در حال عمل و عکس‌العمل می‌باشد.

    یادآور می‌شویم که پیاژه از نظر رشد برای تفکر کودک مراحلی را به تحقیق یافته است. معلم ریاضی ابتدایی، زمان مناسب را برای آموزش هر مطلب ریاضی در مدارس ابتدایی باید انتخاب کند. تدریس ریاضی با رشد عقلی یادگیرنده مناسبت پیدا می‌کند و در این صورت فشار غیر ضروری بر کودکی که هنوز آمادگی لازم برای آموختن مطلبی ندارد وارد نمی‌گردد و همچنین در آموزش مطالب ریاضی نیز تاخیر بی‌مورد مجاز شمرده نمی‌شود.»

    چگونگی حل مسائل و درک مفاهیم ریاضی در دوره ابتدایی

    از کلاس دوم ابتدایی که دانش‌آموزان با مساله روبه‌رو می‌شوند و شروع به حل مسائل ساده‌ای می‌نمایند، باید نکات مهمی را که برای حل مساله لازم است به آنان آموخت و مراقبت کرد که در حل مسائل این نکات را رعایت نمایند تا به تدریج ملکه ذهن آنان گردد.

    این نکات عبارتند از:

    1. قبل از شروع به حل مساله باید دانش‌آموز مشخص نماید که در مساله چه اطلاعاتی به او داده شده است و چه چیز از او خواسته‌اند. به عبارت دیگر باید تعیین نماید که داده‌های مساله چیست و از او چه جوابی خواسته‌اند؟ همکاران محترم می‌توانند به طریق مختلف دانش‌آموزان را به این کار عادت دهند.

    2. دانش‌آموز باید قبل از حل مساله با هر عملیات ریاضی دیگر، جواب آن را تخمین بزند. این امر باعث می‌شود که اگر دانش‌آموزی در انجام عملیات خود اشتباه کرد، متوجه آن شود و اشتباه خود را برطرف نماید. مثلاً دانش‌آموز باید بتواند پیش‌بینی کند که حاصل جمع دو عدد 27 و 19 عددی است بزرگتر از 40 و کوچکتر از 50 بنابراین، اگر حاصل جمع را 38 تا 68 به دست آورد، می‌داند که اشتباه کرده است و یا حاصل‌ضرب دو عدد 34*57 از 1500 بزرگتر و از 2400 کوچکتر است و یا دقیق‌تر بگوییم، عددی است در حدود 2000 بنابراین اگر حاصلضرب را عدد 2938 تا 1138 به دست آورد، متوجه خواهد شد که اشتباه کرده است. به عنوان مثال می‌پردازیم به حل مساله شماره یک صفحه 14 ریاضی چهارم دبستان صورت مساله از این قرار است آمار دانش‌آموزان یک دبستان در باختران که از نمایشگاهی که به مناسبت دهه فجر برپا شده بود بازدید کردند، چنین است، کلاس اول 38 نفر، کلاس دوم 37 نفر، کلاس سوم 35 نفر.‌ کلاس چهارم 32 نفر، کلاس پنجم 36 نفر تعداد دانش‌آموزان این دبستان که از نمایشگاه دیدن کرده‌اند چند نفر است؟ چون تعداد دانش‌آموزان هریک از پنج کلاس، از 30 نفر بیشتر و از 40 نفر کمتر است باید دانش‌آموز بتواند پیش‌بینی کند که مساله از 150 نفر بیشتر و از 200 نفر کمتر است.

    3. منطقی بودن جواب مساله:

    دانش‌آموز باید یاد بگیرد و دقت نماید که جوابی را که برای مساله به دست می‌آورد، منطقی و قابل قبول باشد و با آنچه در اطراف او وجود دارد، تطبیق کند. مثلاً تعداد درختان یک باغ، تعداد دانش‌آموزان یک مدرسه و تعداد خانه‌هایی که در یک محله ساخته شده‌اند. نظایر آن‌ها همیشه اعدادی صحیح است و جواب‌های کسری برای چنین مساله‌هایی غیرمنطقی است. همچنین بلندی قد یک انسان، وزنه‌ای که یک دانش‌آموز می‌تواند بلند کند، تعداد مسافرین یک اتوبوس مسافربری، تعداد دانش‌آموزان یک کلاس حدودی دارند که بیش از آن منطقی نیست. بنابراین، اگر دانش‌آموزی در حل مساله‌ای تعداد مسافرین یک اتوبوس معمولی را 154 نفر یا وزنه‌ای که یک دانش‌آموز کلاس چهارم بلند می‌کند که این اعداد و ارقام غیرمنطقی است و مسلماً در حل مساله اشتباه کرده است.

    یکی از استادان بسیار خوب دانشگاه تعریف می‌کرد که دانشجویی در یکی از رشته‌های علمی در حل مساله‌ای دمای سیمی را چند میلیون درجه سانتی‌گراد به دست آورده بود و هیچ‌ دقت نکرده بود که در دمای بیش از پنج هزار درجه، تمام فلزات ذوب می‌شوند و دیگر سیمی وجود ندارد که دمای آن به ده هزار درجه برسد تا چه رسد به چند میلیون درجه.

    حال برمی‌گردیم به حل مساله فوق‌الذکر:

    یکی از مسائل خوبی که در کتاب‌های ریاضی ابتدایی آمده است همین مساله شماره 7 صفحه 73 ریاضی چهارم دبستان و مسائل نظیر آن است. صورت مساله چنین است «می‌خواهیم برای 52 دانش‌آموز در اردوگاه چادر بزنیم حداقل چند چادرنشین شش نفره لازم است تا کسی بدون چادر نماند» این گونه مسائل هم جنبه کاربردی دارند و در زندگی روزانه زیاد اتفاق می‌افتند و هم دانش‌آموز یاد می‌گیرد که به مطالبی که در بالا تذکر داده شده توجه نماید برای حل این مساله می‌توان با مثال‌های محسوس مطلب را برای دانش‌آموزان روشن کرد. مثلاً می‌توان عملاً به دانش‌آموزان نشان داد که اگر در کلاس 38 دانش‌آموز باشد و سه دانش‌آموز روی یک نیمکت بنشینند، حداقل چند نیمکت لازم است تا همه دانش‌آموزان محلی برای نشستن داشته باشند. در این مثال دانش‌آموزان متوجه می‌شوند که 36 نفر روی 12 نیمکت می‌نشینند و 2 نفر دیگر نیمکت ندارند. بنابراین، باید برای‌ آن دو نفر نیز یک نیمکت در نظر گرفت. پس جمعاً 13= 1+12 نیمکت لازم است. به این ترتیب، دانش‌آموزان به مفهوم مساله پی خواهند برد و مساله مورد بحث نیز به همین ترتیب حل می‌شود.

    برای 48 نفر 8 چادر لازم است و برای 4 نفر دیگر که بدون چادر مانده‌اند باید یک چادر در نظر گرفت. چون فرض مساله این است که چادرها شش نفره است و کسی هم نباید بدون چادر بماند. بنابراین 9= 1+8 چادر لازم است. به نظر می‌رسد اشکال از اینجا به وجود می‌آید که ما دانش‌‌آموزان را عادت داده‌ایم به اینکه هر عددی در حل مساله به کار می‌برند یا باید در صورت مساله آمده باشد و یا در ضمن عملیات به دست آید. در اینجا عدد یک که باید با عدد 8 جمع‌ شود، هیچ‌کدام از دو حالت فوق را ندارند و در موقع نوشتن حل مساله برای آن‌چه توضیحی باید داد. اگر توجه نماییم که یکی از هدف‌های اصلی تدریس ریاضی عادت دادن دانش‌آموزان به تفکر صحیح و منطقی است، این مشکل دیگر وجود نخواهد داشت. به این ترتیب، همان‌طور که تذکر داده شد دانش‌آموز پس از انجام عمل تقسیم توضیح می‌دهد که برای 48 نفر 8 چادر لازم است و برای 4 نفر باقیمانده نیز یک چادر دیگر.

    و سپس می‌نویسد: 9=1+8 حداقل 9 چادر لازم است تا هیچ‌کس بدون چادر نماند.

    در طول تاریخ آموزش و پرورش حل مساله یکی از هدف‌های مهم آموزشی معلمان به شمار می‌آمده از برکت پیشرفت‌های روانشناسی علمی معاصر بر اهمیت موضوع افزوده شده است. جان دیوئی، جروم برونر، ژان پیاژه، ولئو ویگوتسکی از جمله کسانی هستند که بر نقش فعالیت‌ یادگیرنده در جریان حل مساله بر دانش‌اندوزی تأکید داشته‌اند بنا به گفته کیلپا تریک، یادگیری در آموزشگاه باید هدفمند باشد نه التزاعی و یادگیری هدفمند از راه وا داشتنی دانش‌آموزان که انجام پروژه‌های مورد علاقه و انتخاب خودشان بوده بهتر امکان‌پذیر است.

    شکل‌گیری ریاضی با درگیر نمودن دانش‌آموز با مسأله: وقتی یادگیرنده با موقعیتی روبه‌رو می‌شود که نمی‌تواند با استفاده از اطلاعات و مهارت‌هایی که در آن لحظه در اختیار دارد به آن موقعیت سریعاً پاسخ درست بدهد یا وقتی که یادگیرنده هدفی دارد و هنوز راه رسیدن به آن را نیافته است، می‌گوییم با یک مساله رو‌به‌رو است. حل مسأله صرفاً دانستن اطلاعات، مفاهیم یا اصول و کنار هم قرار دادن آن‌ها نیست، بلکه یادگیرنده باید راه‌های تازه ترکیب دانش‌های قبلی به ویژه اعداد یا اصول قبلاً آموخته شده را که به حل مسائل منجر می‌شوند کشف کند. اگر چنین وضعیتی صورت گرفت مفاهیم در ذهن شکل می‌گیرد.

    موارد زیر به درک مفاهیم ریاضی کمک می‌کند:

    1. لازم است تست‌های استاندارد در زمینه‌های سنجش توانایی ذهنی کودکان تهیه شود و معلمان قبل از تدریس بتوانند توانایی هر دانش‌آموز را در یادگیری مطالب ریاضی مانند مجموعه‌ها، عددها،‌ زمان، سرعت و... ارزیابی کرده و به دقت معین کنند.

    2. دروس ریاضی براساس توانایی‌های مختلف ذهن کودک که در مراحل رشد فکری او ظهور می‌کند و تقویت می‌گردد برنامه‌ریزی شوند.

    3. معلمان کلاس‌های مختلف مدارس ابتدایی با توجه به انتخاب روش‌های درسی طوری عمل کنند که روش‌ انتخابی در تدریس با رشد فکری کودکان برابر تحقیقات پیاژه مناسبت داشته باشد. مثلاً در مدارس ابتدایی که اغلب کودکان در مرحله رشد تفکر عملی هستند باید دانش‌آموزان با راهنمایی معلمان خود از اشیا و وسایل عینی بیشتر استفاده کنند. روش فعال به صورت روش آموزش گروهی و همچنین روش آموزش انفرادی در کلاس درس ریاضی به کار برده می‌شود.

    1
    آموزش، به فعالیتهای از پیش طرح ریزی شده ای گفته می شود که با هدف ایجاد یادگیری دردانش آموزان بین معلم و یک یا چند دانش آموز به صورت کنش متقابل یا رابطه دو جانبه انجام می شود. منظور از کنش متقابل، مبادله گفتار یا اعمال بین معلم و دانش آموزان است که به جریان آموزش و یادگیری جهت می دهد.
    لذا، هدف از آموزش کمک به ایجاد یادگیری دردانش آموزان است. اما یادگیری، موضوع مشخص و واحدی نیست، بلکه تقریبا همه فعالیتهایی که ما درطول زندگی انجام می دهیم از تجارب یادگیری سرچشمه می گیرد.
    تقویت انگیزه های درسی و نحوه تشویق و تنبیه: درراستای یادگیری مقوله هایی هستند که سعی شده با همت و تلاش همه همکلاسیها به آن پرداخته شود.
    تقویت انگیزه های درسی
    مهمترین عامل تعیین کننده علاقه مندی یا بی علاقگی دانش آموز نسبت به درسها و تکالیف مختلف یادگیری تجارب موفقیت آمیز یا شکست او در یادگیریهای درسهای مختلف است. یعنی اگر دانش آموز طی سالهای مدرسه همواره تجارب موفقیت آمیزی کسب کند به تدریج برعلاقه او نسبت به یادگیری دروس مختلف و کل محیط مدرسه افزوده می شود. و درنتیجه مفهوم مثبتی از خود دراو تشکیل می شود، اما اگر این تجارب غالباً با شکست توأم باشند، اندک اندک دریادگیرنده، بی علاقگی و بی میلی نسبت به دروس و مدرسه ایجاد می شود و سرانجام ممکن است به مفهومی منفی از خود و تواناییهای خود دراو بینجامد. بنابراین، بهترین راه جلوگیری از بی میلی و بی علاقگی در یادگیرنده و افزایش سطح علاقه و نگرش مثبت او نسبت به یادگیری و فعالیتهای مدرسه، فراهم کردن امکانات کسب توفیق در یادگیرنده است.
    با توجه به توضیحات بالا مشکل کمبود انگیزه یادگیری دانش آموزان یا کمبود علاقه آنان نسبت به یادگیری مطالب تازه، ناشی از شکستهای پی درپی آنان در درسهای مشابه درس جدید است. بنابراین بهترین راه رفع مشکل این است که کیفیت آموزش را بهبود بخشیم. این اقدامات سبب افزایش یادگیری و کسب موفقیت از سوی دانش آموز دردرسهای تازه خواهد شد. این کسب موفقیت باعث می شود که یادگیرنده، به تدریج به تصویری مثبت تر از تواناییهای خود نسبت به یادگیری دست یابد. اگر این جریان، درچندین واحد یادگیری ادامه یابد، از تصورات منفی دانش آموزان نسبت به تواناییهایش در رابطه با یادگیری مطالب کاسته می شود و به جای آن تصورات مثبت تری دراین مورد کسب خواهد کرد. که این خود علاقه و انگیزه یادگیری را در او افزایش می دهد، اما آنچه که گفته شد، بهترین روش ایجاد کردن علاقه در دانش آموزان نسبت به یادگیری موضوعهای درس است، علاوه بر این روش کلی شیوه ها و فنون دیگری وجود دارد که توجه به آنها سطح علاقه و انگیزش یادگیرندگان را بالا می برد، که در ذیل به آنها می پردازیم.
    - جهت ایجاد انگیزه بیشتر در دانش آموزان از معلم انتظار می رود:
    قبل از آغاز درس دقیقاً به آنها بگوید که چه انتظاراتی ازآنان دارد، به عبارتی معلم باید قبل از آغاز درس کلیه هدفهای آموزشی، نوع رفتار و یا مهارتهائی را که از آنان می خواهد از پیش دراختیارشان قرار دهد تا دانش آموزان پیش زمینه ای مناسب داشته باشند.
    - استفاده از اظهاراتی چون «خوب»، «عالی» و «مرحبا» پس از عملکرد درست دانش آموز در افزایش علاقه او بسیار مؤثر است، اما باید توجه داشت که مؤثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد.
    علاوه بر اظهارات شفاهی، سایر تشویقها از جمله، تشویقهای کتبی در ورقه امتحانی ودفترچه تکالیف دانش آموزان بر یادگیری آنان اثر مثبت دارد.
    - از آنجا که نتایج آزمونها به صورت نمره هایی که به یادگیرندگان داده می شوند با پاداشهای اجتماعی چون تأیید معلم و والدین، ارتقاء به کلاس بالاتر، دریافت گواهینامه، امکان ورود به دانشگاه، کسب مشاغل و مواردی نظیر اینها وابسته اند، لذا نمره های معلمان دارای ارزش انگیزش زیادی هستند. بنابراین، معلم می تواند بااجرای امتحانهای مختلف و دادن نتایج حاصل به یادگیرندگان، سطح انگیزش و علاقه آنان را نسبت به یادگیری وکسب مهارتها و اطلاعات تازه افزایش دهد، اما همیشه ازاین تدابیر آموزشی باید به صورت مثبت استفاده کرد، نه به عنوان وسیله ای برای ترساندن و تنبیه کردن یادگیرندگان.
    - ارائه مطالب درسی به صورت متوالی، از ساده به دشوار، موجب می شود که یادگیرندگان ابتدا در یادگیری مطالب ساده، به اندازه کافی موفقیت به دست آورند. این کسب موفقیت اولیه، انگیزش یادگیری را برای یادگیریهای بیشتر افزایش می دهد و بر آمادگی او می افزاید.
    - ایجاد رقابت فردی بین دانش آموزان به کسب موفقیت در معدودی از آنان و شکست اکثریت کلاس می انجامد، بنابراین باید از آن پرهیز کرد.
    - مشارکت دانش آموزان در فعالیت یادگیری یکی از عوامل مهم ایجاد علاقه و انگیزش است.
    - بهترین تکالیف و فعالیتهای یادگیری ازلحاظ ایجاد انگیزش آنهایی هستند که نه خیلی ساده و نه خیلی دشوارند. به عبارتی بهترین تکالیف یادگیری آنهایی هستند که یادگیری در انجام آنها نیاز به قدری تلاش داشته باشد.
    نحوه تشویق و تنبیه
    در ابتدا می پردازیم به تعریفی کلی از تشویق و تنبیه:
    تشویق: عبارتست از ارائه یک محرک خوشایند به دنبال یک رفتار مطلوب، جهت افزایش دادن احتمال وقوع آن رفتار.
    مثالی ساده در این رابطه: لبخند زدن معلم بعد از نوشتن کلمات صحیح توسط دانش آموز.
    تنبیه: عبارتست از ارائه یک محرک ناخوشایند به دنبال یک رفتار نامطلوب،جهت کاهش دادن احتمال وقوع آن رفتار.
    مثالی ساده در این رابطه: سیلی زدن معلم بعد از نوشتن کلمات اشتباه توسط دانش آموز.
    تشویق
    همانطور که مشخص شد رفتارهای مطلوب از رفتارهای نامطلوب تفکیک می شوند و سعی معلم باید بر این باشد که رفتار مطلوب دانش آموزان را در آنها تقویت و نگهداری کند.
    مهمترین عامل نگهداشت رفتار یاد گرفته شده، تقویت بلافاصله بعد از رفتار مطلوب است. اگر معلم پس ازسپری شدن مدتی از انجام رفتار، آن را تقویت کند، از اثر بخشی تقویت کاسته می شود و نتیجه مطلوب به دست نمی آید. از آنجا که تقویت کردن بلافاصله همه رفتارهای دانش آموزان درکلاس درس و محیط مدرسه اغلب ناممکن است، معلم می تواند برای رفع مشکل ناشی از تأخیر در تقویت از توضیحات کلامی استفاده کند. برای مثال معلم تصمیم می گیرد که برای تقویت رفتارهای مثبت تحصیلی و اجتماعی دانش آموزان آنان را در روز جمعه به گردش علمی ببرد. در این مثال، بین انجام رفتار و دریافت تقویت به طور طبیعی وقفه می افتد. معلم می تواند برای رفع مشکل تأخیر در تقویت، در پایان کار روزانه دانش آموزان، به آنان یادآور شود که «خوشبختانه همه شما با جدیتی که در درسهایتان به کار می برید و اخلاق و رفتار خوبی که از خود نشان می دهید خواهید توانست در برنامه گردش علمی روز جمعه شرکت کنید.»
    تنبیه
    تنبیه خشن ترین و نامطلوبترین روش تغییر رفتار است. هر چند که مشاهدات روزانه و شواهد تجربی نشان داده اند که تنبیه در کاهش دادن رفتار نامطلوب به طور موقت مؤثر است، اما باید توجه داشت که تنبیه باعث از بین رفتن رفتار تنبیه شده نمی شود و تنها تأثیری که دارد این است که رفتار نامطلوب را موقتاً پنهان می کند. به این صورت که رفتار تنبیه شده، پس از تنبیه، همچنان در مجموعه رفتار فرد باقی می ماند و تا زمانی که عامل تنبیه کننده حاضر و ناظر است مخفی باقی می ماند، ولی به مجرد این که عامل تنبیه کننده تضعیف شود و از میان برود آن رفتار مجدداً ظاهر می شود. برای مثال کودکی که به علت زدن حرف زشت از پدر کتک می خورد، می آموزد که در حضور او حرف زشت نزند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در غیاب پدر، مثلاً در حضور مادر یا افراد دیگر، این کار را انجام ندهد. بنابراین بزرگترین اشکال تنبیه این است که این روش رفتار نامطلوب را در فرد از بین نمی برد، بلکه آن را موقتاً پنهان می کند. این رفتار پس از ضعیف شدن عامل تنبیه کننده مجدداً ظاهر می شود.
    مشکلات دیگر استفاده از تنبیه به طور خلاصه عبارتند از:
    - نفرت تنبیه شونده از تنبیه کننده حتی اگر تنبیه شونده بداند که تنبیه به خیر و صلاح اوست.
    - مسری بودن تنبیه، یعنی دانش آموزانی که شاهد تنبیه شدن دانش آموزان دیگر بوده اند، بعدها خود رفتار تنبیه شده را تقلید کرده اند.
    اما روشهای ملایم تری هم جهت کاهش رفتار نامطلوب استفاده می شود که در ذیل به آنها می پردازیم:
    - یکی از روشهای کاهش رفتار نامطلوب بی توجهی نسبت به رفتار دانش آموز است. برای مثال معملی که متوجه می شود توجه بیش از حد او منجر به لوس شدن دانش آموز شده، توجه خود را از او منحرف کرده و بدین طریق رفتار نامطلوب را در او خاموش می کند.
    - روش دیگر محروم کردن از تقویت است، یعنی فردی که رفتار نامطلوبی انجام داده برای مدتی از دریافت تقویت محروم کنیم. مثلاً: معلم ورزشی که یکی از بازیکنان را به سبب انجام عمل خلاف مقررات بازی در زمین بازی اخراج می کند و مانع بازی او می شود، اما باید توجه داشت که محروم کردن در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که فرد را از محلی که دوست دارد در آنجا بماند به محلی که دوست ندارد به آنجا برود بفرستیم.
    - جریمه کردن روش دیگری برای کاهش رفتار نامطلوب است. روش جریمه کردن یعنی کم کردن مقداری از تقویت کننده هایی که فرد قبلاً به دست آورده، به علت رفتار نامطلوبی که انجام داده است. برای مثال: کم کردن از نمرات امتحانی دانش آموزان در نتیجه کارهای بدی که انجام داده اند، اما نکته حائز اهمیت این است که جریمه نباید خیلی سنگین باشد.
    - و اما روش جبران کردن، یعنی وقتی که فرد مرتکب عمل خلافی شد از او می خواهد تا برای جبران عمل خلاف خود به اصلاح آن بپردازد. برای مثال: معلم دانش آموزی را که خرده کاغذ وخرده تراش مداد در کف کلاس ریخته است را وادار می کند تا علاوه بر جمع کردن آنها تمام کف کلاس را جارو بکشد.

    ********************
    راه کارهای ایجاد انگیزه در دانش آموزان و تاثیر آن در پیشرفت تحصیلی
    1-طرح مطالب درسی به صورت پرسش های جالب: مطلب یا موضوعی را که می خواهیم کودک و نوجوان یادبگیرد، به صورت پرسش یا پرسش هایی روشن و جالب که آنها را به فعالیت ذهنی و پویندگی ترغیب نماید، مطرح کنیم. باید تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نیاز به وجود آید.
    2-دانش آموزان در اثر شکست در درسی نسبت به آن نگرش منفی پیدا می کنند باید به آنها کمک کرد تا با کسب موفقیت در درس جدید، به تصویری مثبت از توانایی خود دست یابند زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود.
    3-تجربه و تماس مستقیم با مطالب درسی: سعی نمایید تا دانش آموزان آنچه را که می خواهند یادبگیرند با آن تماس پیدا نموده و تجربه مستقیم و عملی داشته باشند.
    4-اهداف آموزشی مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس برای آنها بازگو نمایید. اهداف باید روشن و متناسب با توانایی دانش آموزان باشد.
    5-اجرای نقش: بهتر است در زمینه برخی از موضوعات ازجمله تاریخ، ادبیات، دینی و … دانش آموزان را تشویق نماییم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمایش در آورند. اجرای نمایش در تفهیم مسائل تربیتی و اخلاقی بسیار مفید و مؤثر می باشد.
    6-در شرایط مقتضی و مناسب از تشویق های کلامی استفاده کنید. مثلا“‌ خوب، آفرین، مرحبا و …
    7-باید شرایطی فراهم شود تا دانش آموز موفقیت خود را احساس کند زیرا هیچ چیز همانند خود موفقیت به موفقیت کمک نمی کند.
    8-تکالیف ارائه شده نه باید بسیار مشکل باشد و نه ساده، از ارائه تکالیف یکنواخت باید پرهیز کرد و به عبارتی تکالیف باید خاصیت برانگیختگی داشته باشند.
    9-مشخص کردن نحوه انجام کار برای یادگیرنده: کاری را که دانش آموز قرار است انجام دهد باید دقیقا“ مشخص شود.
    10-تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشکلات درسی و شرکت دادن آنها در طرح نقشه های کار و فعالیت
    11-استفاده از نمرات و آزمون ها برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان
    12-علاقه مندی یاددهنده به موضوع: دربسیاری از مواقع مشاهده می کنیم که بی علاقه بودن یادگیرندگان به موضوعی خاص ناشی از علاقه مند نبودن والدین و مربیان آنهاست. معلمی که در زنگ انشاء، ورقه های ریاضی را تصحیح می کند یا در ساعت ورزش به بافندگی مشغول می شود، عملا“ به یادگیرندگان می گوید که برای این فعالیت ارزش قائل نیست.
    13-مطالب آموزشی را باید از ساده به دشوار ارائه کرد. می توان با فعال سازی دانش آموز به هنگام تدریس در او ایجاد انگیزه نمود.
    14-به وضع جسمانی دانش آموزان و وضع ظاهری کلاس باید توجه نمود. کلاس درس را باید از نظر ظاهری و روانی تبدیل به محیطی امن و آرام نمود.
    15-از مقایسه نمودن دانش آموزان با یکدیگر خودداری نمایید.
    16-قدردانی از کار دانش آموز او را به کوشش و تلاش بیشتر و دلبستگی به درس وادار خواهد نمود.
    17-برقراری ارتباط بین مطالب درسی با واقعیات زندگی در ایجاد انگیزه مؤثر می باشد.
    18-بلافاصله دانش آموز را از میزان پیشرفت در کارش مطلع نمایید. آگاهی از نتیجه کار در هر مرحله از آموزش، دانش آموز را از عملکرد خود آگاه نموده و باعث می شود تا به تقویت نقاط مثبت و اصلاح نقاط ضعف و منفی خود بپردازد.
    19-استفاده از علائق یادگیرنده: مربیان و والدین می‌توانند با شناسایی علائق دانش آموز از آن استفاده مطلوب نمایند.
    20-مقابله با بازدارنده های عاطفی و هیجانی که موجب دلسردی و کاهش علاقه دانش آموز به درس و تحصیل می شود. مثلا“ معلمی ممکن است از دانش آموز توقع زیاد داشته باشد و یا پس از ورود به کلاس به هیچ دانش آموزی اجازه ورود ندهد و یا تکالیف سنگین تعیین کند، زیاد درس بدهد، سخت نمره دهد و گاهی تبعیض روا دارد.
    21-انگیزش از راه سرمشق گیری: معلم در این شیوه از شخصیتی خاص تمجید و تجلیل نموده و او را یک نمونه و سرمشق ارزشمند و قابل احترام معرفی می کند و دانش آموزان نیز از طریق همانند سازی با آن به درس و مدرسه علاقه مند می شوند.
    22-تحریک حس کنجکاوی دانش آموزان
    23-آموزش برنامه ریزی به دانش اموزان از طریق رفتار و گفتار و کردار خود در کلاس درس و ارائه نظرات مشورتی به آنها درتهیه برنامه
    24-در آمیختن درس با تفریح و بازی دانش اموزان را به یادگیری بیشتر علاقه مند می سازد.

    0
    فکر می‌کنید پیشرفت مطلوبی ندارید؟

    اول باید ببینید که درست فکر می‌کنید یا نه؟ ملاک شما برای پیشرفت چیست؟ این ملاک تا چه حد عینی است؟ آیا اصلا ملاکی برای پیشرفت دارید یا فقط بر اساس مقایسه خود با دیگران، تصور می‌کنید که پیشرفتتان خوب نیست؟
    در هر حال اگر برای‌تان ثابت شد که خوب پیشرفت نمی‌کنید، باید وضعیت را ارزیابی و تحلیل کنید.

    ضعف درآمادگی‌های درسی

    یک دلیل عدم پیشرفت می‌تواند ضعف پیش‌نیازها باشد. یادگیری‌های جدید بر پایه‌ی یادگیری‌های قبلی ساخته می‌شوند پس اگر در درس یا درس‌هایی ضعیف بوده‌اید و این ضعف را جبران نکرده‌اید، توقع نداشته باشید که همه چیز خوب پیش برود، یا سطح توقعات خود را پایین بیاورید و یا به صورت جدی به دنبال رفع کمبود پیش‌نیازها باشید. فبلا به این نکته اشاره کرده‌ایم که کلاس رفتن اکثر دانش‌آموزان با هدفمندی همراه نیست. درکلاس‌های تقویتی خصوصی و یا کنکور و تست -حتی اگرآموزش‌هاخوب باشند- تفاوت‌های فردی رعایت نمی‌شوند. تعداد زیادی در یک کلاس جمع می‌شوند. در این کلاس همه نوع دانش آموزی وجود دارد، ازضعیف تا قوی، ولی آموزش یکسان است درکلاس‌های کنکور، بیش‌تربرای تشریح مطالب، تست وتمرین و تکرار صرف می‌شود و دانش‌آموزانی که ضعف‌های اساسی در پیش‌نیازها دارند، فرصتی برای ترمیم این ضعف‌ها پیدا نمی‌کنند.

    دانش‌آموزان می‌توانند از زمان و هزینه‌هایی که صرف حضوردرکلاس‌ها می‌کنند، به صورت منطقی‌تری استفاده نمایند.
    اولا لزومی ندارد درهمه‌ی کلاس‌ها شرکت کنید. بایدتشخیص دهید نیازواقعی ما چیست. یعنی در کدام دروس وضع پیش‌نیازهای‌تان خوب است اما نیاز به تمرین و تکرار دارید و در کدام دروس باید وقت‌تان را صرف جبران ضعف‌ها کنید.
    ثانیا برای درس‌هایی که ضعف دارید، به صورت انفرادی یاگروه‌های کوچک (حداکثر 4 نفری) از دبیرانی استفاده کنید که توانایی تشخیص ضعف‌ها و جبران آنها را دارند. به عبارت سادهتر رفع اشکالی کار کنید. به جای این که دبیر مربوط کلیه‌ی مطالب آن درس را آموزش دهد با هم، اما با وقت و دقت بیش‌تر به دنبال رفع اشکال باشید.
    کلید: بدون جبران ضعف‌های پایه‌ای در درس‌ها، صحبت از پیشرفت تحصیلی معنایی ندارد.

    ضعف درآمادگی‌های روانی

    آمادگی‌های روانی (انگیزه‌ها) علی رغم نقش فوق‌العاده‌ای که دارند کمتر مورد عنایت قرار می‌گیرند. در مورد انگیزه‌ها معمولا دو نوع اشکال وجود دارد:
    بعضی‌ها انگیزه ندارند و یا انگیزه‌ی آنان کامل نیست. در این دسته، انگیزه‌ها دچار تغییرات و دگرگونی‌های زیاد است. زمانی ممکن است کاملا سر حال باشند و در آمادگی روانی در سطح بالایی به سر برند و زمانی هم هیچ حال وحوصله‌ای برای درس و کنکور ندارند. این که چرا تعدادی از دانش‌آموزان انگیزه‌ی کافی ندارند و سطح انگیزه در آنان دائما بالا و پایین می‌رود، موضوعی است که در فرصت دیگر بدان پرداخته خواهدشد.
    برای آن که میزان آمادگی‌های روانی خود را ارزیابی کنید به سؤالات زیر با بله و خیر پاسخ دهید:

    آیا از درس خواندن لذت می‌برید؟

    آیا تلاش شما بیش از آن که برای خودتان باشد، برای جلب رضایت دیگران است؟
    آیا برای شما دل کندن ازمحرک‌های خوشایند دیگر مثلا تفریح، تلویزیون، فوتبال و…. کار سختی است؟
    آیا اهداف روشنی برای درس خواندن و کنکوردارید؟
    آیا ازسر اجبار درس می‌خوانید و آیا از آمادگی‌های درسی لازم برخوردار هستید؟
    بعضی ازدانش‌آموزان هم در مورد انگیزه‌های خود دچار اغراق وخودفریبی می‌شوند. متاسفانه گاه حتی مشاوران نیز متوجه نوع مشکل این دانش‌آموز نمی‌شوند. همان گونه که کافی نبودن انگیزه مشکل‌ساز است، بزرگ‌نمایی در این باره هم موجب پوشیده‌ماندن واقعیت‌ها می‌شود.
    این دسته ازدانش‌آموزان حتی اگرحرکت خود را با شور و حرارت شروع کنند، معمولا درادامه دچار کندی می‌شوند. مشاوران باید به این دانش‌آموزان واقع‌گرایی و نحوه‌ی تقسیم انرژی روانی از ابتدا تا انتهای کار را آموزش دهند. دانش‌آموزی که کار خود را با سر و صدا و صرف انرژی زیاد
    شروع می‌کند، باید بداند که احتمالا در ماه‌های بعد نخواهد توانست این روند را ادامه دهد، پس آهسته و پیوسته رفتن بهتر از تندرفتن است.
    توصیه مفید برای این دانش‌آموزان استفاده از خدمات مشاوره‌ای است.
    کلید: انگیزه‌های واقعی خود را بشناسید و هر چند وقت یک بار آن‌ها را مرور نمایید و در صورت لزوم اصلاح کنید.

    ملاک‌های ارزیابی

    عامل دیگر برای عدم پیشرفت مشخص نبودن ملاک‌های پیشرفت است. دانش‌آموزان در مورد پیشرفت یا عدم پیشرفت احساس کلی و مبهم دارند. مثلا اگر یک روز خوب درس خوانده‌باشند، آن را نشانه‌ی پیشرفت می‌دانند و یا اگر یکی دو روز فرصت مطالعه را از دست بدهند، فکر می‌کنند که
    خیلی عقب افتاده‌اند. اما در واقع هیچ یک از این موارد چیز خاصی را نشان نمی‌دهند. پس، پیشرفت باید ملاک مشخصی داشته‌باشد. این ملاک می‌تواند بر اساس زمان تعیین شود. مثلا مقدار زمان مطالعه‌ی مفید، در این صورت شما باید سعی کنید با یک برنامه‌ی تدریجی و منطقی ساعات مفید
    خود را افزایش دهید.
    یک ملاک دیگر بر اساس موضوعات درسی است. مثلا شما در محدوده‌ی یک ماهه تصمیم می‌گیرید که 5 بحث ازفیزیک، 4 بحث ازشیمی، 6 بحث از ادبیات و…. را بخوانید و در ماه بعد موضوعات و مباحث دیگر را مطالعه کنید.
    توصیه می‌شود ملاک‌های ارزیابی پیشرفت خود را به صورت جزیی مثلا روزانه و یا حتی هفتگی تعیین نکنید، چرا که باعث دل‌سردی می‌شود. در این خصوص بهتر است کمی کلی عمل نمایید. ارزیابی روند پیشرفت در فرصت‌های دو هفته‌ای خوب است. همیشه به خودتان امید بدهید که
    می‌توانید بهتر از گذشته عمل کنید.
    کلید: با تعیین ملاک‌های مشخص، کنترل روند پیشرفت خود را تسهیل کنید

    نتیجه‌گیری:

    بدون جبران ضعف‌های پایه‌ای در درس‌ها، صحبت از پیشرفت تحصیلی معنایی ندارد.
    انگیزه‌های واقعی خود را بشناسید و هر چند وقت یک بارآنها را مرور نمایید و در صورت لزوم اصلاح کنید.
    با تعیین ملاک‌های مشخص، کنترل روند پیشرفت خود را تسهیل کنید.

    0
    مدرسه علم و تجربه لازم را به دانش آموزان منتقل می کند و دوره نوجوانی یک دوره مهم در این انتقال است تا به کمک آنها نوجوانان سازگاری اجتماعی پیدا کنند و برای زندگی تحصیلی و شغلی آتی خود نیز آماده شوند. نحوه برخورد والدین با مسایل تحصیلی نوجوانان نقش مهمی در پیشرفت یا افت تحصیلی و مشکلات آموزشی آنان دارد. برخی تحقیقات نشان می دهد که بین طرز تلقی نوجوانان از ویژگی های والدین و محیط خانوادگی با پیشرفت تحصیلی آنان همبستگی معنی داری وجود دارد (نتایج براساس توصیف های نوجوانان در سه گروه با والدین هدایت کننده، والدین قدرت مدار و والدین آسان گیر یا آزاد به دست آمد).
    نتایج نشان می دهد که بهترین نمره های درسی از آن فرزندان والدین هدایت کننده بوده و برعکس. فرزندان والدین قدرت مدار و فرزندان والدین آسان گیر و والدین بی ثبات کمترین پیشرفت تحصیلی را داشته اند. بیشتر افت و ترک تحصیل در میان فرزندان خانواده های محروم، از نظر فرهنگی- اجتماعی دیده می شود. فرزندان خانواده های از هم گسیخته نیز به خصوص در سال های آخر دبیرستان دچار افت تحصیلی سنگینی می شوند. افت شدید درسی و ترک تحصیل نوجوانان می تواند مقدمه ورود او به برخی انحرافات باشد. ناهمخوانی خصوصیات نوجوانان با ویژگی های مدرسه مشکل دیگری است که باعث ایجاد ناسازگاری هایی در او می شود. انتظارات جدید مدرسه در مقطع بالا، انضباط سخت مدرسه، دشواری و حجم زیاد درس ها در دوره های راهنمایی و دبیرستان و شیوه های متفاوت تدریس، با خصوصیات و توانایی ها و وضعیت رشدی بعضی از نوجوانان همخوانی ندارد. مشکلات رفتاری و انضباطی در مدرسه به صورت اعمال خشونت آمیز در آینده، وقت گذرانی و اهمال کاری، همدستی با رفقا برای مقابله با اولیا مدرسه در نوجوانان بروز می کند که ازجمله مکانیسم های دفاعی نوجوانان برای مخفی نگهداشتن احساس ناتوانی و کمبودها و نارضایتی های آنهاست.
    محققان به این نتیجه رسیده اند که:

    والدین هدایت کننده:

    به نوجوانان خود کمک می کنند تا در برخورد با هر موضوعی هم جوانب آن را بسنجند، از این که فرزندانشان برخی از مسایل را بهتر از آنان بشناسند احساس رضایت می کنند، درباره مسایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با فرزندانشان گفت و گو می کنند. فرزندان نوجوان خود را در تصمیم گیری های مربوط به خانواده شرکت می دهند. در واکنش به موفقیت های تحصیلی و ایفای نقش های مثبت، نوجوان را تشویق می کنند. اگر فرزندشان نمره پایین بگیرد با تشویق به موفقیت بیشتر به او کمک می کنند.

    والدین قدرت مدار:
    از نوجوان خود می خواهند که به آنان بحث نکنند و بزرگسالان را زیر سؤال نبرند و به فرزندان خود گوشزد می کنند که وقتی بزرگ تر شوند متوجه اشتباهات کنونی خود خواهند شد. وقتی فرزندانشان نمره بد می گیرند به شدت ناراحت می شوند و به سخت گیری هایشان می افزایند.

    والدین آسان گیر:

    توجهی به نمرات درسی فرزندانشان ندارند و به آن اهمیتی نمی دهند. هیچ گونه نظم و قاعده ای برای اوقات فراغت و مدت زمان تماشای تلویزیون نوجوان خود در نظر نمی گیرند. در برنامه های اولیا و مربیان که از طرف مدرسه ترتیب داده می شود، شرکت نمی کنند و بر انجام تکالیف درسی فرزندانشان نظارتی ندارند و آنها را کنترل نمی کنند. این دسته از والدین به دو روش با مسایل تحصیلی فرزندانشان مواجه می شوند. گروهی از آنان به طورکلی کاری به درس و مشق فرزندان خود ندارند و گروهی دیگر به درس و تکالیف بچه ها توجه می کنند. اما معتقدند که بچه را باید به حال خود گذاشت تا خود مسئولیت کاری خود را به عهده بگیرند.
    عواملی که باعث افت تحصیلی و ترک تحصیل در نوجوانان می شود:
    از هم گسیختگی خانواده، کسب نمره های پایین در درس، بی علاقگی به مدررسه، اشتغالات ذهنی ناشی از مشکلات خانوادگی و تزلزل روحی و عدم اعتماد به نفس نوجوانان، سطح پایین فرهنگی- اجتماعی والدین و فقر مالی را می توان در شمار اصلی ترین عوامل ترک تحصیل به دست آورد.

    0
    راهنمایی

    راهنمایی کمک می کند که فرد خود را بهتر بشناسد استعدادها علایق و مشکلات اجتماعی خود را درک کند. راهنمایی به دانش آموز کمک می کند تا آگاهی های لازم در زمینه فرصت های تحصیلی و حرفه ای خود کسب و از آنها استفاده کند. راهنمایی به فرد کمک می کند تا خود و محیطش را شناخته و از امکانات موجود حداکثر بهره برداری را بنماید و در گزینش رشته تحصیلی و شغل مناسب اقدام کند.
    نقش راهنمایی ایجاد سازگاری است و به دانش آموز کمک می کند تا خود را با زندگی و مدرسه سازگار سازد. به طور خلاصه راهنمایی تسهیل کننده (آسان کننده) رسیدن به هدف های تعلیم و تربیت است که کمک می کند دانش آموز خود و محیطش را بهتر بشناسد و به طور رضایت بخشی خویشتن را با زندگی و مدرسه سازگار نماید.

    مشاوره

    راهنمایی شامل خدمات متنوعی است که “مشاوره” یکی از آنهاست. در حقیقت مهمترین خدمت راهنمایی مشاوره است. هنگامی که دچار مشکلی می شوید بی درنگ می توانید به مشاورتان مراجعه کنید. البته قبلا درباره یک مشاور خوب تحقیق کنید. می توانید از معلمتان بخواهید که یک مشاور خوب به شما معرفی کند. اگر چه ممکن است در بسیاری از مدارس افرادی به اسم “مشاور” باشند ولی شما بیشتر می توانید از آنها برای پیداکردن یک مشاور خوب در مراکز مشاوره و راهنمایی که در اکثر شهرها وجود دارد کمک بگیرید. چون اول آنکه به علت تعداد بسیار زیاد دانش آموزان در مدارس شاید مشاور مدرسه نتواند وقت مناسبی را به شما اختصاص دهد. دوم آنکه ممکن است تخصص کافی در زمینه مشاوره نداشته باشد.
    در انتخاب مشاور دقت کافی مبذول دارید و حتما مشاوری انتخاب کنید که به ارزشها و باورهای دینی متعهد باشد. در اینجا هرگز مشاوران غرب زده و غیرمذهبی که بازگوکننده تجربه های به بن بست رسیده غربیها هستند توصیه نمی شود. هنگامی که به مشاورتان مراجعه می کنید او با شما شروع به صحبت (مصاحبه) می کند سعی کنید با مشاور ارتباط برقرار نمایید. مشاور هرگز به اسرار و رازهای شما کاری ندارد فقط تا حدی که به شما کمک می تواند از آنها مطلع شود. مشاور درباره شخصیت شما قضاوت نمی کند و برای شما به عنوان یک انسان ارزش و احترام قائل است.

    مطالعه برتر

    یکی از علل ناکامی های تحصیلی روش نادرست مطالعه است. عوامل زیادی برای موفقیت در تحصیل وجود دارد که می توان از عوامل مهمی همچون معلم ماهر و کارآزموده پشتکار و جدیت محیط مناسب خانوادگی و... نام برد. در بسیاری از موارد همه شرایط تا حدی قابل قبول است اما دانش آموز (فراگیر) روش های صحیح مطالعه را نمی داند.
    شاید بعضی دانش آموزان گمان کنند با زیاد مطالعه کردن از بقیه موفق تر خواهند بود ولی از سویی به درست مطالعه کردن بی توجه می باشند.
    بعضی دیگر گمان می کنند که با بی خوابی کشیدن می توانند در تحصیل موفق باشند. اما این گروه هم اشتباه می کنند در اینجا برای تاکید و اهمیت روش های برتر مطالعه دوباره باید خاطر نشان کنیم که:
    بسیاری از ناکامی ها (در تحصیل) به خاطر بد مطالعه کردن و ندانستن اصول و روش های مطالعه درست است.یکی از مهمترین چیزهایی که هر دانش آموز باید بداند آن است که روش مطالعه و یادگیری هر درسی ممکن است با درس دیگر متفاوت باشد. شما باید از معلمتان بخواهید که روش مطالعه درسی را که تدریس می کند. به شما بیاموزد.
    در این فصل ابتدا نکته هایی کلی عنوان می شوند که شما را در “مطالعه برتر” یاری خواهند کرد. بخشی از این مطالب از کتاب “کلیدهای طلایی برای موفقیت تحصیلی” انتخاب شده است که برای تاکید بیشتر و به دلیل اهمیت بسیار بعضی مطالب در قالبهای گوناگون تکرار شده است و سپس به طور اصولی مطالبی را عنوان خواهیم کرد که یقینا با مطالعه مستقیما ارتباط دارد و دانستن این مطلب شما را در مطالعه برتر کمک خواهد کرد. مطالبی درباره آموختن “تنظیم پاراگراف” تحت عنوانهای “خواندن و نوشتن” “ساختار یک پاراگراف (بند)” “روایت” “توصیف” “توضیح یا مثال و تصویر” “علت و معلول” “دسته بندی” “تشابه و تباین (مغایرت) “ترکیبات” و به دنبال آن مطالبی درباره خواندن توام با فهمیدن با عنوانهای “خواندن و فهمیدن” “سرعت تشخیص کلمه” “سرعت درک کلمه” “سرعت درک جمله” “خواندن برای اطلاعات دقیق” “سطحی خوانی” “نگاه اجمالی” و “متن خوانی”

    نکاتی برای مطالعه برتر

    در مطالعات خود باید تنوع ایجاد کرد و به طور مثال اگر قرار باشد ساعاتی را صرف مطالعه نمود نباید همه وقت را برای انجام یک کار صرف کرد. کمی از وقت را باید به مرور مطلب دیگری گذراند یا مختصری درباره آینده برنامه ریزی نمود و کمی مطالعه آزاد داشت. کمی تنوع به همان خوبی استراحت کردن است. اگر فکر انسان فعالیتهای متنوعی داشته باشد کارآیی بیشتری خواهد داشت تا آن که برای مدتی طولانی به کاری یکنواخت بپردازد.
    همیشه باید مطلب و یادداشتی مهم به همراه داشت که همه جا بتوان از آن بهره برد بسیار مفید است که یک کتاب جیبی یا کارتی شامل مطالب کلیدی که می خواهیم آن را فرا گیریم به همراه داشته باشیم. مکان یادگیری جایی است که انسان آنجا هست یعنی اگر همه جا مطلبی به همراه نداشته باشیم بهانه خوبی برای یاد نگرفتن داریم.
    وقتی به تنهایی مطالعه می کنیم این امکان وجود دارد که ساعتها پشت میز بنشینیم بدون اینکه فراگیری چندانی داشته باشیم. زمانی که عضو یک گروه فعال مطالعاتی باشیم امکان “در رویا رفتن” به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد.
    در مطالعه نباید کمال گرا بود به این معنی که در یاد گرفتن مطلبی نباید خیلی وسواس داشته باشیم یا وقت بسیار زیادی را به یاد گرفتن مطلبی اختصاص دهیم که هر قدر آن را مطالعه می کنیم از توانایی خود نسبت به درک آن اطمینان حاصل نکنیم. کمال گرایان اغلب به دلیل انجام دادن کامل تعداد کمی از کارها در نهایت با انباشته شدن کارهای مهم مواجه می شوند. کاری که امروز غیرممکن به نظر می رسد ممکن است پس از مدتی (هنگامی که اطلاعات و تجربیات لازم در جهت سازماندهی روش انجام کار به دست آید) امری بسیار آسان تلقی شود. خطر واقعی پافشاری در انجام یک کار ردیف شدن بقیه کارهای انجام نشده است که در همان زمان در حال انباشته شدن هستند. زمان را به تفکر درباره مطالعه نباید تلف کرد. افراد باهوش به تدابیر بسیار پیچیده اجتناب از مطالعه مانند موارد ذیل آشنا هستند:
    تمیزکاری مرتب کردن و تظاهر به این که قبل از مطالعه انجام دادن آن کارها لازم است.
    انجام دادن کارهای کوچک و آسان به عنوان راهی برای به تاخیر انداختن شروع یک کار مهم و بزرگ.

    پیدا کردن فعالیتهای جایگزینی

    باید از کنار موانع رد شد. هنگامی که مطلبی می رسیم که چیزی درباره آن نمی دانیم نباید متوقف شویم. بلکه باید آن را مانند جزیره کوچکش پشت سر بگذاریم. باید موضوع بعدی را مطالعه نمود شاید ساده تر بیان شده باشد. ممکن است پس از این که به چند موضوع و مطلب تسلط پیدا کردیم آن مشکل خود به خود حل شود. انسان نباید خود را به روش مطالعاتی که به طور اتفاقی برگزیده است محدود نماید. برای انجام کارهای مختلف به کارگیری روشهای متفاوت سودمند است. آزمون روشهای مختلف باعث به وجود آمدن تنوع و جذابیت در فعالیت های تحصیلی می شود. جعبه ابزاری از روشهای گوناگون یادگیری باید فراهم آورد.
    هر قدر روشهای مختلفی که برای یادگیری مورد آزمایش قرار می دهیم بیشتر باشد بهتر می توان تصمیم گرفت که کدام یک از فنون بیش از بقیه مناسب انجام کاری خاص در موقعیتی خاص می باشد. انتخاب بهترین روش برای انجام کارهای مختلف مهارت بسیار مفیدی در جهت پیشرفت است. به این معنا که انسان به سرعت می تواند خود را با موقعیت ها و شرایط جدید وفق دهد.
    باید کاری کنیم که هر صفحه از یادداشتهایمان با صفحات قبل فرق داشته باشد. این باعث می شود که هر صفحه در خاطرمان بماند. تمام صفحه را نباید پر کنیم بلکه باید جای خالی برای اصطلاحات بعدی و مطلب اضافی قرار دهیم.

    خواندن مفید با استفاده از قلم امکان پذیر است.

    باید در حال مطالعه نکات مهم را در کنار صفحات یادداشت کرد و با استفاده از ماژیک یا شبرنگ قسمت های مهم را مشخص کرد. این موضوع به ما این امکان را می دهد تا به طور مستمر با مطالب کتاب ارتباط داشته باشیم.
    باید در حالی که مطالعه می کنیم سوالاتی مطرح کرده و بنویسیم که موجب می شود بعدها در آن مورد خود را بیازماییم
    حتما باید در حال مطالعه خلاصه برداری کرد. خلاصه نویسی مهارت بسیار سودمندی است که با تمرین پیشرفت می کند. مهارت یافتن در خلاصه نویسی به انسان کمک می کند تا حجم مطلبی که می خواهد یاد بگیرد کمتر شود. این مهارت خود به خود انسان را به تصمیم گیری راجع به موارد مهم و غیرمهم وادار می سازد و موجب جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی که صرف مطالعه بی نتیجه و سرسری می گردد می شود.
    وضو داشتن به هنگام مطالعه باعث شادابی جسم و روح انسان و تمرکز حواس می شود. خواندن دعای مطالعه قبل از شروع کار می تواند ثمربخش باشد:
    “اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم. اللهم افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علومک برحمتک یا ارحم الراحمین.”
    “پیش مطالعه” بسیار مهم است. نباید فراموش کرد که حتی اگر پیش مطالعه خیلی سطحی هم باشد باید آنرا انجام داد.
    نت برداری نوشتن نکات اساسی و مشخص کردن مطالب مهم بسیار مفید است که ما را در مرور سریع یاری خواهد کرد.
    تکرار مرتب مطالب آموخته شده به صورت روزانه هفتگی و... فوق العاده مفید است. با تکرار مرتب باید مطالب را طوری در ذهن خود جا دهیم تا هرگز فراموش نشوند (جزیی از حافظه بلندمدت ما را تشکیل دهند).
    چند دقیقه مطالعه پس از کلاس اگر از پیش مطالعه پر اهمیت تر نباشد کم اهمیت تر نخواهد بود. باید تجربه های شخصی خود برای مطالعه بهتر کمک بگیریم. البته تجربه هایی که ثمربخش بوده اند. مواردی همچون مکان مطالعه روشن بودن فضای مطالعه جریان هوای تازه استراحت در بین مطالعه و غیره بسیار مهم است اما باید به این نکته توجه کرد که نباید خیلی در مورد آنها دچار وسواس شد. برای مطالعه در همه شرایط چه آرام و ساکت و چه شلوغ و پر سر و صدا باید تمرین کنیم. زیرا در بعضی از مواقع ناچار به مطالعه در این شرایط خواهیم بود. داشتن طرح و برنامه در مطالعه بسیار ثمربخش است. البته برنامه ای قابل اجرا انعطاف پذیر و در حد توان. بهتر است طرح ها و برنامه های مطالعاتی را به اطرافیان بگوییم تا در انجام آنها بیشتر تلاش کنیم.

    خواندن و فهمیدن

    خواندن یک مهارت ضروری برای دانشجویان نه تنها به عنوان یک منبع دستیابی به اطلاعات بلکه به عنوان یک فعالیت تفننی می باشد. البته خواندن باید همراه با درک باشد وگرنه نتیجه دستیابی به اطلاعات را نخواهد داد. برای خواندن با درک خواننده باید اطلاعات را از طریق فرآیندهای معین جمع آوری کند. به گفته دیگر درک استنباط معنی از موارد چاپی را ایجاب می کند. جهت استنباط معنی از یک متن خواننده ابتدا باید کلمات اصطلاحات تعابیر و جملات را بفهمد.
    علاوه بر خواندن همراه درک خواندن باید همراه با سرعت باشد. خواننده ای که هر بار کلمه ای را به تنهایی می خواند و روی آن متمرکز می شود یک کندخوان است. بنابراین او خواننده غیرکارآ است ولو این که با فهم بخواند. در حقیقت یک کندخوان روی هر کلمه برای تشخیص عناصر ساختاری اش توقف یا مکث می کند. چنین خواننده ای تقریبا 8 ـ7 مکث در هر سطر صفحه با اندازه متوسط انجام می دهد در حالی که یک خوانند متوسط تقریبا 5 ـ4 و یک خواننده تندخوان تقریبا 3 ـ2 مکث برای چنین سطری خواهد داشت. یعنی در هر مکثی که تقریبا یک چهارم ثانیه طول می کشد تندخوان دو تا چهار کلمه ولی کند خوان فقط یک کلمه می خواند. تندخوان در حدود ششصد تا هزار کلمه در دقیقه متوسط خوان تقریبا سیصد تا چهار صد کلمه و کند خوان صد و پنجاه تا دویست کلمه در دقیقه می خوانند. به تعبیر دیگر آهسته خوان چهار دقیقه متوسط خوان دو دقیقه و تند خوان صرفا یک دقیقه برای خواندن یک عبارت معمولی از یک متن (در صورتی که کلمات و ساختارهای مشکل نداشته باشد) نیاز دارد.
    اضافه بر این کندخوان میدان دید محدودی دارد. میدان دید به محیطی که در آن لغات بطور واضع قابل دیدن هستند گفته می شود. کندخوانها از کلمه ای به کلمه دیگر می روند در حالی که روی هر کلمه مکث می کنند. از طرف دیگر تندخوانها میدان نگرش بزرگی دارند که در آن می توانند چندین کلمه را در یک زمان بخوانند. آنان صرفا میدان نگرش وسیع ندارند بلکه نگرشی هم به پیرامون دارند. یعنی می توانند کلمات در زوایا و پیرامون میدان دیدشان را ببینند. البته کلمات پیرامون دید را به روشنی نمی توانند ببینند اما جهت تکمیل و حدس معنای آن ها می توانند بقدر کافی کلمات را ببینند.
    اخیرا متذکر شدیم که خواندن باید به درک منتهی شود و فهم باید ملازم سرعت باشد به منظور این که خوانندگان با فهم و سرعت بخوانند باید مراحل زیر را طی کنند.
    1 ـ سرعت تشخیص کلمه.
    2 ـ سرعت درک معنای کلمه
    3 ـ سرعت درک جمله.
    4 ـ سرعت فهم پاراگراف که عبارت است از:
    الف ـ خواندن پاراگراف برای مفهوم اصلی یعنی گذرخوانی.
    ب ـ خواندن پاراگراف برای آگاهیهای ویژه یعنی خواندن پژوهشی.
    ج ـ خواندن پاراگراف برای جزئیات و درک کامل: یعنی خواندن به منظور اطلاعات دقیق (دقیق خوانی)
    5 ـ سرعت درک مطلب متن.

    سرعت تشخیص کلمه

    تشخیص کلمه یک قسمت اساسی جریان خواندن است. خواننده کلمه را به تمامی بدون ملاحظه اجزایش باید بشناسد. او به اولین و آخرین حرف هر کلمه باید توجه کند بجای این که همه حرفهای کلمه را یکی یکی ملاحظه کند. در واقع خواننده ابتدا حرف آغازین و سپس آخرین حرف کلمه را جهت فهم کلمه به عنوان یک کل می بیند. در حالی که خواننده به کلمه به عنوان یک واحد توجه دارد باید تفاوت بین آن کلمه و کلمه ای که شباهت زیاد به آن دارد بفهمد. یک کلمه ممکن است کاملا شبیه دیگری باشد با این وجود در این تشابه ممکن است ویژگی خاصی وجود داشته باشد که کلمه ای از دیگری تفاوت یابد. مثلا او “حسن” را به تمامی تشخیص می دهد اما در همان زمان باید بداند که تفاوتی بین “حسن” و “حسین” وجود دارد. شاید خواننده در اولین نگاه هر دوی آنها را همانند ببیند ولی بعدا با یک تمرکز کوچک روی دو کلمه او خواهد توانست (ی) زیادی در دومی را ببیند. البته وی لزوما هر حرف را تمیز نمی دهد. او به آسانی می تواند بین دو کلمه با نگاه کردن به آنها به دقت و سرعت تمایز قایل شود.
    تشخیص کلمه باید همراه با سرعت باشد و گرنه به فعالیت حرف یابی تبدیل خواهد شد. اگر خواننده ای بیش از یک هشتم ثانیه زمان برای پرداختن به کلمه ای مصرف کند به احتمال زیاد وی با شیوه حرف یابی حرکت می کند. به منظور آموزش سریع خوانی خواننده باید نگاهش به کلمات محدودیت زمانی معین داشته باشد.

    خواندن پژوهشی

    خواندن پژوهشی (Scanning) نوعی فن سریع خوانی است که برای تعیین اطلاعات مخصوصی نظیر تاریخ تولد، درجه حرارت، جایگاه و غیره بکار می رود. در اجرای خواندن پژوهشی خواننده نیازی به خواندن همه سطرها ندارد. او از سطرها و صفحه ها به منظور یافتن اطلاعات ویژه ای که در جستجوی آنهاست به سرعت عبور می کند. خواننده هر نوع اطلاعاتی را به استثنای قسمتهای معینی که در پی آنهاست جمع آوری نمی کند. برای این که خواننده خواندن پژوهشی را با مهارت و بطور موثر انجام دهد مراحل زیر پیشنهاد می شوند.
    1 ـ ابتدا خواننده برای این که بفهمد آیا آگاهیهای مورد نظر در متن موجود است یا نه به عنوان پاراگراف نگاه کند. احتمالا اطلاعات ویژه در تیتر پاراگراف نشان داده شده باشد. اگر نباشد خواننده باید آنها را در پاراگراف جستجو کند.
    2 ـ خواننده باید سطرها را نگاه کند بدون این که آنها را بخواند باید اطلاعاتی را که می خواهد جستجو نماید.
    3 ـ سپس خواننده باید آگاهیهای مورد نظر را تشخیص بدهد و بفهمد.

    دقیق خوانی

    دقیق خوانی یا خواندن برای اطلاعات دقیق به معنای خواندن برای درک کامل است.
    مطالعه برای چنین هدفی جریانی است که در آن خواننده اطلاعات درست متن را برمی گزیند و گردآوری می نماید. این نوع خواندن لازمه اش اینست که خواننده مفاهیم استنباطها و دلالتهای جملات در پاراگراف را بفهمد به علاوه خواننده باید معانی غیرمستقیم را بخوبی معانی مستقیم کلمات درک کند.
    مراحل خواندن به منظور اطلاعات دقیق عبارتند از:
    1 ـ یافتن مفهوم اساسی با خواندن اولین و آخرین جمله پاراگراف و نگاه گذرا به بقیه.
    2 ـ گزینش آگاهیهای جزئی مهم پاراگراف جهت دستیابی به اطلاعات دقیق.
    3 ـ مبادرت به طرح کردن سئوالات و جواب گفتن به آنها در خلال مطالعه پاراگراف با درکی کامل.
    4 ـ دنبال کردن همه زوایای پاراگراف بطور کامل جهت درک آن.
    5 ـ تقسیم بندی و سازماندهی عناصر در ذهن خود برای درک مفاهیم پاراگراف.
    6 ـ هنگام خواندن پاراگراف به نتایج کلی دست یافتن.
    7 ـ توانایی برای فهم نقشه های ترسیمی به منظور درک پاراگراف.
    8 ـ فهم لغات. جملات و تعابیر راهنما جهت درک همه پاراگراف و بدست آوردن مفهوم درست.

    1

    فرانسیس بیکن (1626-1560)، فیلسوف شهیر انگلیسی است که در تدوین و ایجاد روش جدید علمی و قاعده و شیوه کسب علم سهمی عظیم دارد. بیکن با آنکه در علوم تخصص نداشت، ولی اغلب او را «پدر علوم جدید»‌می‌خوانند (طوسی، 1354، ص135). او را نباید با شخصیت دیگری به همین نام که یک نقاش ایرلندی معاصر است، اشتباه گرفت.

    در دوازده سالگی بیکن را در کمبریج به کالج ترینیتی فرستادند ولی پس از سه سال آنجا را ترک کرد و در شانزده سالگی در سفارت انگلیس در پاریس مأموریتی به وی پیشنهاد شد. در 45 سالگی ازدواج کرد و یک‌سال بعد مشاور قضایی سلطنتی گردید و سپس معاون دادستان کل شد و در نهایت در سن 57 سالگی به مقام صدارت عظمی رسید (دورانت، 1374، صص103-99).

    بیکن جایگاه ویژه‌ای در فلسفه دارد. بسیاری وی را محور اصلی تحول فکری در قرون وسطی می‌دانند تا جایی‌که پایان تفکر کلیسا را به اندیشه‌های او نسبت می‌دهند. او شیوه‌های علمی مرسوم را نامعتبر دانسته و عقاید روش‌شناختی خود را در کتاب «ارغنون نو» بیان می‌کند. روش استقرا از نظر او روشی معتبر برای اکتساب دانش بود.

    او معتقد بود که «علم بر انسان و جهان تسلط دارد» و «بر طبیعت نمی‌توان مسلط گشت مگر آنکه از قوانین آن آگاهی یابیم» و در رد اندیشه کلیسا چنین عنوان کرد که «اگر انسان ذهن خود را معطوف به ماده کند در حدود آن کار می‌کند و از حدود ماده تجاوز نمی‌نماید». وی معتقد بود که ادراک ما از حقیقت تنها در همان حدی است که مشاهدات ما اجازه می‌دهد و خارج از حیطه مشاهدات چیزی نمی‌توانیم بدانیم. از نظر او ذهن مسئول یافتن روابط در ماده به‌وسیله مشاهده و تجربه‌است و میان علم و عمل و مشاهده فرقی نیست. راهی که وی برای رسیدن به بصیرت و ادراک بهتر از جهان پیرامون پیشنهاد می‌کند چنین است: «با کسب دانش طبقه بندی مادیات بر اساس ارزش و اعتبار آن، ذهن خود را از تزویر دور دار». همچنین برای رسیدن به آن باید ذهن را از بت‌هایی که آن را احاطه کرده‌اند رها سازیم (دورانت، 1374، صص119-110).

    بنابراین، برای شناخت حقیقت، ابتدا باید «بت‌ها» (پیش‌داوری‌ها و تصورات نادرست) را از قلمرو تفکر خود دور سازیم. به‌نظر او این بت‌ها چهار قسم‌اند:

    1- بت‌های غار یا شخصی: یعنی اشتباهات ناشی از صفات شخصی، طبیعت، تربیت و ساختمان جسمی و روحی هر فرد. مثلاً یکی خوش‌بین و دیگری بدبین است.

    2- بت‌های قبیله‌ای یا طایفه‌ای: یعنی خطاهایی که از طبیعت نوع انسان سرچشمه می‌گیرند. مثلاً محدویت حواس انسان.

    3- بت‌های بازاری: یعنی اشتباهات مربوط به زبان و خطاهای ناشی از روابط مردم با یکدیگر. مانند حقیقی انگاشتن کلماتی که صرفاً وجود لفظی دارند، مثل سیمرغ.

    4- بت‌های نمایشی: یعنی اشتباهاتی که از تعالیم و تفکرات نادرست فیلسوفان و دانشمندان پدید می‌آیند. مثلاً اعتقاد به شیوه استدلال ارسطوئی یا اعتقاد به وجود آسمان‌های نه‌گانه و مرکزیت زمین (دادبه، 1372).

    بیکن نظام تربیتی جدیدی را پیش‌بینی کرد که پیشگوی دانشگاه جدید بوده است. او در کتاب «آتلانتیس نو» پیشنهاد می‌کند مؤسسه‌ای علمی بنیاد شود که اکتشافات را پیشرفت دهد و اندیشه‌های نو را تشویق کند. نگرش این مؤسسه باید تجربی و تحصیل در آن بیش از گذشته به زمان حال متکی باشد (مایر، ج1، 1374، ص287).

    دکتر طوسی (1354، صص137-135) تأثیر بیکن در تعلیم و تربیت را از دو جنبه بررسی می‌کند:

    در جنبه اول (موضوعات درسی)، برنامه تحصیلی مدارس بایستی بر اساس ترویج دانش‌های بهم پیوسته و مرتبطی باشد که در مجموعه‌ای معتبر و قابل اعتماد جای دارند. آموزش و پرورش باید به‌سوی پدیده‌های طبیعی متوجه شود تا از این طریق تعادلی میان پیشرفت‌های مادی و عملی از یک‌طرف و توسعه تفکر انسان از طرف دیگر برقرار شود. در نظر او، تعلیم و تربیت به‌عنوان وسیله‌ای است که تسلط و قدرت انسان را بر اشیا و محیط ممکن می‌سازد. او محدود ساختن مرزهای تفکر و تعقل انسانی به کشفیات و یافته‌های فکری دانشمندان باستانی را نوعی بی‌حرمتی به انسان می‌دانست.

    در جنبه دوم (روش تدریس)، او با تأکید بر روش استقرایی و ارزش و اهمیت آن نسبت به دیگر روش‌ها، روند صحیح و مطلوب کشف حقیقت را گوشزد می‌کند. به‌نظر او پیشرفت و اختراع و کشف و به‌دست آوردن حقایق هنگامی میسر است که تعبیر و تفسیر طبیعت بدون دخالت بت‌های چهارگانه صورت گیرد. با استفاده از این روش، به حقایق امور چنان‌که هستند نه چنان‌که معمولاً به‌نظر می‌رسند می‌توان پی برد و این‌ است هدف علم و فلسفه و تعلیم و تربیت.